تبليغاتX
تقصیر من نبود...
پشت دریاها شهریست...قایقی باید ساخت...!


تقصیر من نبود...









میگن بهت نمیاد غمگین باشی و غمگین بنویسی چون همیشه شاد و شیطون دیدیمت !! با اینکه خنده دلیلی بر نداشتن غم و ناراحتی نیست اما نیس منم خراب رفیق !!!!!! میگم چشم ،شاد مینویسم ... اما فعلا هوس بارون کردم یه بارون حسابی که برم زیرش و تا اون جایی که میشه خیس بشم و بعد بشینم و عاشقانه بنویسم ( من کجام آخه مشکوک میزنه ؟) دلم واسه ی اون نوشته هام تنگ شده ... اونایی که اصلا معلوم نبود برای کی نوشته میشه اما همه شون بوی عشق میدادن ... همیشه دوستام می گفتن اگه تو رو نمیشناختیم شک نمیکردیم که خبراییه و ...یک ساله که دیگه ننوشتم ،البته عاشقانه ننوشتم آخه قسم خوردم تا واقعا عاشق نشدم این مدلی ننویسم ! با این اخلاقی هم که من دارم حالا حالا ها سنگ نرم بشه دل من نرم نمیشه  وای که اون روز سر همین نوشته ها چه بلایی سرم اومد ! توی کلاس من و نوشته هام معروف بودیم هیچ وقت از زنگ انشا نترسیدم ،عاشقش بودم منتها نه با این موضوع های عهد بوقی !!! کلاس سوم که بودم یکی از بچه ها از یه دختره !!! خوشش اوومده بود که اسمش آیدا بود و مال کلاس بغلی یه روز بهم گفت از طرف اون برای آیدا نامه ی عاشقانه بنویسم (فک کن ) البته لازم به ذکره که ۵۰۰ تومنشو نقد داد بهم (قابل توجه بعضی ها !!!!) حالا بماند که ما چقدر بهش گفتیم بابا دختر که عاشق دختر نمیشه و این کارا چیه ! اما خب من که پولمو میگرفتم دیگه بقیه ش به من چه مربوط؟؟ خلاصه ما یه دو سه ماهی هی واسه این نامه نوشتیم و فروختیم (هر چند شاهکارای من قیمت ندارن ولی خب ...) آخرای سال یه بار سر زنگ ریاضی یکی از بچه ها ازم نامه رو خواست تا کپی کنه واسه دوست پسرش !!!!! منم دادم اما معلمه فهمید و نامه رو ازش گرفت و حوند ... امضا معروفه ی منم پاش بود پرسید نامه رو کی نوشته؟ منم آخر اعتماد به نفس گفتم من  یه نگاه بهم کرد و گفت واسه این کارا زوده ... اول نفهمیدم چی میگه و گفتم کدوم کارا ؟ گفت در آینده وقت زیاد داری که از این کارا بکنی  تاره دوزاریم افتاد که این چی میگه ... بهم برخورد حسابی  گفتم واسه پسر ننوشتم اونم فکر کرد دارم دروغ میگم و به اونم برخورد گفت به من کلک نزن منم که عصبی بشم دیگه ... جلاصه هی اون خواست از ما اعتراف بگیره و منم هی میگفتم نه آخر سر گفتم حق ندارین به من تهمت بزنین و اونم گفت الان میبرمت پیش مدیر همه چی معلوم میشه منم که لجباز گفتم بریم !!!!!! خلاصه بچه ها پا در میونی کردن و براش توضیح دادن که این کلی از این نوشته ها داره و این حرفا بعد هم یکی از دفترای داستانم رو یهش دادن تا باورش شه !!! اونم دوباره نامه رو خوند و گفت چه قشنگ مینویسی میخوای بری کدوم رشته ؟؟؟؟ حالا منم تو اوج عصبانیت فقط نگاش کردم از اون نگاهایی که مامانم میگه باهاش آدمو درسته قورت میدیاما از اون روز به بعد دیگه عشقولانه نخواهم نوشت مگر اینکه ...

 

راستی یه چیز جالب : من از بهمن پارسال یه آی دی به اسم یکی از بازیگرای نسبتا معروف ساختم اونم فقط واسه سرگرمی ... آدرسشم به کسی ندادم و تو روم هم نرفتم بعد یه مدت دیدم هی ازم درخواست ادد میشه منم همه رو قبول کردم اما باهاشون حرف نزدم از اون موقع به بعد هی واسم آف و ایمیل عاشثونه می اومد نگو اینا فکر کرد من خود آقای بازیگرم !!!!!!!! و دلیل اینکه هیچ وقت جوابشونو نمیدم اینه که سرم شلوغه ! جالب ترش این که تمام ادد لیستاش دخترن  وای نمیدونین چه ایمیل های عاشقانه ای واسم میاد و منم کلی میخندم  بنده خدا ها نمیدونن گیر کی افتادن حالا خدا میدونه اگه یه آی دی با اسم گلزار می ساختم ملت چیکار واسم میکردن  

تا بعد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 1:4  توسط niloo  |