تبليغاتX
تقصیر من نبود...
پشت دریاها شهریست...قایقی باید ساخت...!


تقصیر من نبود...









خوبین ؟ من بد نیستم یعنی هستم اما خوبم هستم !!! ( الان دیگه خیلی مشخص شد حالم بده ؟؟؟؟؟؟؟ ) همش زیر سر این مدرسه س دو هفته س داریم مثل .... ( البته دور از جون شما ! ) ... میزنیم که چی ؟ که امتحان ترم داریم ...  تازه درس خوندن با اعمال شاقه ... تو این برف و سرما باید پاشیم بریم مدرسه و این وزارت محترم !! آموزش پرورش اصلا به روی خودش نیاره که بابا اینا جوونای آینده ن اینا تنها امید مملکتن نباید از الان بزاریم که هدر بشن اما کو گوش شنوا ؟؟؟؟؟ تازه در نهایت ..... بر میدارن دبستان و راهنمایی رو تعطیل میکنن و به ما میگن برین مدرسه  من نمیدونم این وزیر محترم آموزش پرورش بچه نداره ؟ دو حالت داره البته ... یا بچه داره یا نداره ... اگه بچه نداشت که هیچی اما اگه داشت بازم دو حالت داره ... یا بچه ش دیگه مدرسه و دانشگاش تموم شده یا اینکه اگه هنوز مدرسه میره واقعا بی بخاره (نمیدونم چرا آیکون عصبانیت موجود نبود !!!!) اگه بابای من وزیر آموزش پرورش بود زمستون که هیچی مجبورش میکردم کلا مدرسه ها رو یک روز در میون کنه  ( نتیجه : اگه بابای من کاندید شد حتما بهش رای بدین !  ) بگذریم ... البته نا شکری نباشه ها این دو روزی که تعطیل شدیم واقعا موثر بود خصوصا وقتی امتحان عربی  آدم کنسل بشه ! هر چند الان که هوا آفتابیه اینا هم دلشون واسه من و امثال من که نسوخته به فکر اون گازین که نباید مصرف بشه ... مدرسه ی ما که قربونش برم از اول زمستون رفته بود پیشواز صرفه جویی تو گاز ... همه ی شوفاژارو بست بعد گفت موتور خونه خرابه لطفا لباس گرم بپوشین خب تقصیر همیناس که من الان سرماخوردم خفن !!  راستشو بخواین این چند وقته انقدر غرق درس خوندن بودم !!!!!!  که خبر خیلی جدیدی ندارم که بگم ... هنوز تب مزدوج شدن تو خونواده پایین نیومده ... ماشالا پشت سر هم دارن دارن جفت میشن ... همین جوری پیش بره میترسم تو تابستون یه شب در میون تو عروسی باشیم  البته بد هم نیستا من عاشق دسرم   ... فعلا حسش نیس چیزی بنویسم  ... بالاخره بد نیست منم یه آپ کوتاه داشته باشم نه ؟  

 

                                                                 تا بعد ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 12:49  توسط niloo  |